Mar 15th

ابراهيم تاتليسس خواننده‌ی مشهور ترك ترور شد

By SEYHOONI

tatlises.jpg ابراهيم تاتليسس خواننده‌ی مشهور ترك ترور شد

ابراهيم تاتليسس خواننده مشهور تركيه اي در محله شيشلي استانبول از ناحيه سر هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد. به گزارش وب سايت سي ان ان ترك حال عمومي اين خواننده مشهور تركيه اي بسيار وخيم گزارش شده و پزشكان 24 ساعت آينده را براي زنده ماندن وي پس از اين ترور حياتي اعلام كرده اند . بنا به اعلام پزشكان، گلوله از پشت وارد جمجمه ابراهيم تاتليسس شده و از قسمت جلوي سر او خارج شده است . پزشكان اعلام كرده اند كه اولويت نخست آنها جلوگيري از خونريزي است. پس از يك عمل جراحي 5 ساعته پزشكان اعلام كرده اند كه ممكن است حتي اگر تاتليسس از اين ترور جان سالم به در برد ، احتمال دارد باقي عمر خود را فلج باشد. تاتليسس شب گذشته و هنگامي كه پس از ضبط برنامه تلويزيوني مشهور خود " ايبو شو " از كانال تلويزيوني " بياض تي وي " خارج مي شد هدف اين حمله قرار گرفت

منبع:
http://www.trt.net.tr/Haber/HaberDet...e-13c71771cd20
Mar 15th

بهشت و جهنم

By SEYHOONI

بهشت و جهنم  

واعظ

واعظی بالای منبر از اوصاف بهشت می گفت و از جهنم حرفی نمی زد.یکی از حاضرین پای منبر خواست مزه ای بیندازد گفت:ای آقا،شما همیشه از بهشت تعریف می کنید،یک بار هم از جهنم بگویید.واعظ که حاضر جواب بود گفت:آنجا را که خودتان می روید و می بینید.بهشت است که چون نمی روید لااقل باید وصفش را بشنوید

Mar 10th

نسل سومی‌ها چرا كتاب نمی‌خوانند؟!

By Asal.D(SEYHOONI Banoo)

 

نسل سومی‌ها چرا كتاب نمی‌خوانند؟!

 
 
یك‌ سوال ‌تكراری
نه... به آمارها هم خوشبین نباشید. حتی اگر آمارها رشدی در زمینه كتابخوانی نشان دهند، باز هم ما نمی‌توانیم ادعا كنیم ملت كتاب‌خوانی هستیم. خوشبینانه‌ترین آمار ما در زمینه كتابخوانی، همان 2 دقیقه در روز است كه آن هم به خیلی‌ها نمی‌رسد. در واقع عده‌ای هستند كه روزی چند ساعت كتاب ‌می‌خوانند و بقیه به حساب آنها 2 دقیقه كتابخوان ‌می‌شوند!
كتاب نخواندن ما ایرانی‌ها از كودكی شروع ‌می‌شود. در جوانی كه باید بیشترین وقت را به خواندن كتاب اختصاص بدهیم، هیچ پیشرفتی نداریم. اما این سوال همیشه در ذهن كارشناسان و متولیان فرهنگی و كسانی كه دغدغه كتاب دارند، چرخ ‌می‌خورد كه واقعا دلیل این همه بی‌توجهی به كتاب چیست؟
بچه كه بودیم هر كتابی جز كتاب درسی دستمان ‌می‌دیدند؛ توبیخ ‌می‌شدیم. بچه‌های كتابخوان هم فقط كسانی بودند كه كتاب‌های درسی‌شان را خوب ‌می‌خواندند یا در جواب این‌كه چه كتاب‌هایی را مطالعه ‌می‌كنند، ‌می‌گفتند: «كتاب‌های علمی!» چند تا بچه‌ای كه احتمالا كتاب‌های غیر درسی و غیرعلمی به دستشان ‌می‌رسید، متهم ‌می‌شدند به وقت تلف‌كردن. متاسفانه این نگاه هم در میان خانواده‌ها وجود داشت هم در میان معلم‌ها و هم در فضاهای آموزشی. بعدها با بزرگ‌ترشدن، گردونه دشوار كنكور بود كه در آن ‌می‌افتادیم و از سال‌ها قبل از رسیدن به روز موعود، باید خود را برایش آماده ‌می‌كردیم. خواندن كتابی جز آنچه ما را برای كنكور آماده كند جر‌می ‌نابخشودنی بود. این طور بود كه كتاب خواندن برایمان عادت غریبی شد كه هرگز به آن خو نكردیم. در خانه‌های بیشتر ما، كتابخانه‌ای وجود نداشت و در كنار عروسك و تفنگ و توپ كسی كتابی دستمان نمی‌داد. كتابخانه‌دارها از ما بهتران بودند و ما هم همیشه با تعجب به آن همه حروف سیاه توی كتاب‌هایشان نگاه ‌می‌كردیم و ‌می‌پرسیدیم: «چطور حوصله ‌می‌كنند این همه كتاب را بخوانند؟»
این واقعیت در بیشتر خانواده‌های ایرانی وجود دارد. بیشتر آنها كتاب را كالایی تجملی و غیرضروری ‌می‌دانند و زمانی كه فرزندان در چنین محیطی پرورش پیدا كنند، نمی‌توان از آنها توقع داشت كتابخوان بار بیایند.

رسانه‌های پر سر و صدا
تنوع رسانه آنقدر در اطراف مان زیاد است كه انتخاب از میانشان برایمان دشوار شده است. بیشتر نسل سومی‌ها وقت‌شان را صرف گشت و گذار در اینترنت و تماشای تلویزیون ‌می‌كنند. اگر هم خیلی روشنفكر باشند مشتری پر و پا قرص مجله‌ها و روزنامه‌ها ‌می‌شوند. البته اگر رسانه‌ای مانند اینترنت زمینه كتابخوانی را فراهم كند ایرادی نیست، اما متاسفانه بیشتر وقت نسل سومی‌ها در اینترنت صرف تفریح و فعالیت‌های دیگر ‌می‌شود و كتابخوانی در میان این فعالیت‌ها جایی ندارد. این در حالی است كه در سراسر دنیا اینترنت و رایانه به صورت ابزاری درآمده‌ است كه ‌می‌تواند به بالارفتن سرانه مطالعه كمك كند و تعداد زیاد كتاب‌های الكترونیكی گواه این مدعاست. تلویزیون هم به عنوان رسانه‌ای قدرتمند حجم زیادی از وقت نسل جوان را به خود اختصاص ‌می‌دهد و عادت كتابخوانی را از بین ‌می‌برد.

گرانی و دغدغه معاش!
از حق نگذریم، عده‌ای از نسل سومی‌ها هم در بهانه آوردن برای مطالعه نكردن‌شان برحق هستند. دشواری‌های زندگی امروز باعث شده كه بسیاری از جوان‌ها پس از فراغت از تحصیل به سرعت دنبال شغل باشند و شرایط دشوار زندگی آنها را وادار كند كه ساعت‌های زیادی را صرف كارشان كنند و عملا وقتی برای مطالعه نداشته باشند.
از طرف دیگر كتاب حالا دیگر كالای لوكس و گرانی است و اگر جوانی بخواهد به شكل مستمر كتاب بخواند باید بخش زیادی از درآمدش را صرف آن كند كه با توجه به زمینه‌های فرهنگی جامعه كه پیشتر به آن اشاره كردیم، چنین توقعی بجا به نظر نمی‌رسد.
معمولا در میان افراد جامعه آگاهی‌ای نسبت به اهمیت مطالعه در پیشرفت روحی و اجتماعی افراد وجود ندارد.
خانواده‌ها فرزندان را طوری بار ‌می‌آورند كه دنبال كارهایی بروند كه كمكی به بهبود وضع اقتصادی آنان بكند و چون مطالعه را در آن راستا نمی‌دانند، دلیلی برای مطالعه در خود نمی‌بینند و به سمت كتاب و كتابخانه نمی‌روند.

كتاب‌های غریبه
همه ما افراد بسیاری را دیده‌ایم كه ‌می‌گویند كتاب مطابق میل‌شان را پیدا نمی‌كنند. عده زیادی از نویسندگان ما برای مخاطب عام كتاب نمی‌نویسند و عمده توجه‌شان این است كه كتاب‌شان مورد توجه اهل فضل و اهل قلم واقع شود. این در حالی است كه كمتر نویسنده‌ای به این نكته توجه می‌كند كه بدنه‌ جامعه چگونه‌اند، چقدر سواد دارند و به چه مطالبی علاقه‌مند هستند؟ حتی باید تلاش كرد مفاهیم عمیق را با بیان ساده‌ای كه برای اكثر مردم قابل فهم باشد، بیان كرد تا آنها نیز بتوانند به سهم خود از دانش و بینش بزرگان ما بهره ببرند.

جای خالی كتاب
كتاب تصویر آشنایی برای ما نیست. كمتر پیش ‌می‌آید كه در یك فضای عمو‌می‌ كتابی ببینیم. در حالی كه در بسیاری از كشورها كه سرانه مطالعه در آنها بالاست، كتاب در مترو، اتوبوس و دیگر مكان‌های عمو‌می ‌در دست تعداد زیادی از افراد دیده ‌می‌شود، به ندرت پیش ‌می‌آید كه ما در چنین فضاهایی مردم را مشغول كتاب خواندن ببینیم. در محله‌ها و خیابان‌ها، كتابفروشی مكان نادری است و ممكن است اصلا وجود نداشته باشد. به همان نسبت، كتابخانه‌ها هم كم هستند و عادت به عضویت در كتابخانه محل در میان ما وجود ندارد. این در حالی است كه با توجه به گرانی كتاب و نداشتن فضای كافی در خانه‌های امروزی وجود كتابخانه‌های عمو‌می‌ در هر محله‌ای ضروری به نظر ‌می‌رسد.

تنبلی خودمان!
همه اینها را گفتیم و بسیاری از مشكلات را گردن خانواده‌ها و مسوولان فرهنگی و جامعه انداختیم، اما این دلیل نمی‌شود كه سهم خودمان را در این ضعف فرهنگی نادیده بگیریم. دست‌كم یك نسل سو‌می ‌بارها شنیده كه كتاب خوراك روح و روان است و دیدگاه و بینش فرد را نسبت به جهان دور و برش تغییر ‌می‌دهد. با این حال برای پرورش این عادت در خودمان كمتر تلاشی نكرده‌ایم و همیشه به بهانه‌های مختلف از زیر مطالعه شانه خالی كرده‌ایم. حسن ختام این نوشته شاید این باشد كه سوزنی به خودمان بزنیم و در میان وقت‌هایی كه در طول روز صرف كارهای غیرضروری ‌می‌كنیم جایی را برای مطالعه خالی كنیم... كار غیرممكنی نیست. امتحان كنید!
 
 
Feb 1st

یزد شهر «ترین»‌های ایران

By Asal.D(SEYHOONI Banoo)

یزد شهر «ترین»‌های ایران! (+عکس)

یزد اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان بعد از شهر ونیز ایتالیاست. همین دو ویژگی کافی است تا ایرانیان بدانند کشوری به وسعت تاریخ جهان دارند و شهری کویری که می‌توانند...

یزد اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان بعد از شهر ونیز ایتالیاست. همین دو ویژگی کافی است تا ایرانیان بدانند کشوری به وسعت تاریخ جهان دارند و شهری کویری که می‌توانند خشت به خشت، ریگ به ریگ و لحظه به لحظه تاریخ آن را به رخ جهانیان بکشند.
دومین شهر تاریخی جهان "برترین" جاذبه‌های گردشگری، تاریخی و میراث فرهنگی زیادی دارد که هر کدام از آنها می‌تواند به تنهایی جاذبه ای منحصر به فرد برای بازدید گردشگران و دوستداران میراث فرهنگی و تاریخ ایران و جهان باشد. این شهر به شهر بادگیرها معروف است. به دارالعباده، شهر دوچرخه‌ها، شهر شیرینی، شهر قنات و قنوت و قناعت و شهر آتش و آفتاب.

تاریخ نویسان معتقدند که قدمت یزد به پیش از اسلام می‌رسد. عده ای هم می‌گویند که شاید شهر تاریخی یزد را باید در نقطه دیگری غیر از مکان کنونی آن جستجو کرد. اما با این حال قدمت بسیاری از آثار تاریخی کشف شده در شهر یزد به قرن پنجم هجری باز می‌گردد. در عین حال کشف بناهای دیگری متعلق به قرن‌های دوم و سوم هجری، تردیدها را در تخمین قدمت شهر یزد بیشتر می‌کند. در هر صورت تاریخ سکونت انسان در این خطه از هزاره سوم پیش از میلاد فراتر رفته است، به طوری که در عهد پیشدادیان طایفه‌های در حال کوچ از بلخ به پارس، این سرزمین را یزداننامیدند و از آن زمان به بعد یزد محل عبادت شد.
یزد را از آن جهت امن ترین شهر می‌دانند که جنگ و بلایای طبیعی تاکنون نتوانسته به آن صدمه ای وارد کند. به همین دلیل است که تاریخ نویسان از آن به عنوان امن‌ترین شهر ایران یاد کرده اند. مارکوپولو جهانگرد ایتالیایی نیز درباره یزد می‌گوید کهتجار جاده ابریشم این شهر را به لحاظ امنیت مالی و جانی آن دوست دارند.
 
گسترده ترین بافت تاریخی ایران
 
بافت تاریخی شهر یزد با مساحتی در حدود 800 هکتار را می‌توان گسترده ترین و اصولی‌ترین بافت تاریخ ایران دانست که تجربه‌های متفاوتی در زمینه مداخله متولیان امر در شبکه معابر را در خود جای داده است. بافت تاریخی یزد به عنوان دومین بافت خشتی دنیا و دست نخورده ترین بافت تاریخی کشور به شماره 15000 در فهرست ملی ثبت شده است.

نارین قلعه، قدیمی‌ترین بنای خشتی جهان

نارین قلعه
 
قدیمی‌ترین بنای ساخته شده از خشت در دنیا نارین قلعه یا کهندژ نام دارد که در شهر باستانی میبد بر فراز تپه ای بلند بنا شده و بر تمامی ‌‌شهر میبد و پیرامون آن دید دارد. تاکنون کشوری ادعا نکرده است که بنایی قدیمی‌تر از کهندژ دارد.
کهندژ نام دژهای کهنی است که در آغاز پیدایش شهرها بنا شده اند. این دژها در دوره پیش از اسلام و بیشتر در دوران ماد، هخامنشی و اشکانی ساخته شده و بناهایی تک و پر تراکم بودند که بر فراز تپه‌های طبیعی یا مصنوعی می‌ساختند.

طولانی ترین قنات ایران
 
قنات زارچ
 
طولانی ترین قنات ایران به نام "قنات زارچ" با طول صد کیلومتر در استان یزد قرار دارد. این قنات یکی از کهن ترین قنات‌های ایران به شمار می‌آید که سابقه ای بیش از سه هزار سال دارد. طول کوره قنات زارچ بیش از 71 کیلومتر بوده و تعداد چاه‌های آن دو هزار و 115 حلقه شمارش شده است.
 
مسن ترین درخت جهان
 
سرو ابرکوه
 
سرو چهار هزار ساله ابرکوه را می‌توان مسن ترین موجود زنده جهان نامید. هر چند که گفته می‌شود در کشور سوئد نیز درحتی وجود دارد که از سرو ابرکوه قدیمی‌تر است اما اکنون از درخت پیر سوئد تنها ریشه‌های آن باقی مانده در حالی که سرو کهنسال شهرستان ابرکوه با 25 متر ارتفاع 18 متر محیط و 5.11 متر اندازه دور تنه در قلب ایران زنده و سبز است و آرام آرام زندگی می‌کند.
 
بلندترین بادگیر جهان
 
بادگیر باغ دولت آباد یزد
 
بلندترین و منحصر بفرد ترین بادگیرهای جهان را تنها می‌توان در استان یزد پیدا کرد. بادگیر باغ دولت آباد یزد در شمار زیباترین بادگیرهای دوره زندیه و قاجاریه با قدمتی 270 ساله به عنوان بلندترین بادگیر جهان به حساب می‌آید. این بادگیر که نمونه ای از معماری دوره زندیه را داراست در سال 1160 هـ.ق توسط محمدتقی خان یزدیمشهور به خان بزرگ سرسلسله خوانین یزد ساخته شد.
این بادگیر ارتفاعی به طول 33 متر و 80 سانتی متر دارد و از خصوصیات بارزش هشت ضلعی بودن آن است که باعث می‌شود باد در هر جهت به راحتی و به سرعت به قسمت زیرین آن هدایت شود و پس از برخورد به سطح آب حوضچه زیر بادگیر، هوای خنکی در داخل آن ایجاد کند.
در کنار این بادگیر باغی شامل سه عمارت هشتی و سردر و تالار آینه نیز موجود است که بهشت آیین خوانده می‌شود و دارای نقوش اسلیمی ‌است. این باغ مدتها محل اقامت کریم خان زند در یزد بود و از نظر طراحی در شمار زیباترین باغ‌های دوره زندیه و قاجاریه محسوب می‌شود.
 
قدیمی‌ترین میدان ساعت شهری در ایران
 
میدان وقت الساعت
قدیمی‌ترین ساعت شهری ایران در میدان وقت الساعت یزد نصب شده است. این ساعت آفتابی به استناد کتاب جامع مفیدی نخستین ساعت شهری است که فردی به نام ابوبکر ساعت ساز یزدی آن را در سال 725 هجری قمری در مدرسه رکنیه در جوار مسجد جامع یزد نصب کرد. این مکان بعدها به نام میدان وقت الساعت شهرت یافت.
 
قدیمی‌ترین نخل چوبی ایران
قدیمی‌ترین نخل چوبی ایران
نخل چوبی میدان امیر چخماق به عنوان قدیمی‌ترین نخل چوبی ایران با 450 سال عمر متعلق به عصر صفوی و به نخل حیدری‌ها معروف است. بلندی این نخل 8.5 متر و اضلاع آن نیز 8.5 در 8.5 متر است.
این نخل مجموعه مشبکی از چوبهای تراشیده شده با گره چینی‌ها و تیرهای بزرگ است که تقریبا به شکل درخت سرو (نماد آزادگی) ساخته شده است. اما بزرگترین نخل ایران نیز با همین ویژگی‌ها در شهرستان زارچ قرار دارد.
یزدی‌ها رسم دارند که در ایام سوگواری امام حسین(ع) مراسم نخل گردانی اجرا کنند. این نخل توسط 150 نفر در میان مردم گردانده می‌شود تا مراسم ویژه آن نمادی باشد برای آزادگی و مظلومیت امام سوم شیعیان.
 
قدیمی‌ترین مسجد ایران
مسجد جامع فهرج
 
ساخت مسجد جامع فهرج واقع در 30 کیلومتری شهر یزد، به نیمه اول قرن اول هجری برمی‌گردد. این مسجد، تنها مسجد جهان اسلام است که ساختمان آن از ابتدا تاکنون هیچ تغییری نکرده است. اگرچه در میان باستان شناسان اختلاف نظر وجود دارد اما ظاهرا مسجد جامع فهرج قدیمی‌ترین مسجد ایران است. مسجد جامع فهرج کماکان زنده و پویا بوده و در آن نماز جماعت برپا می‌کنند.
 
بلندترین مناره‌های جهان
 
مسجد جامع کبیر یزد

مسجد جامع کبیر یزد یکی از شاهکارهای معماری و تاریخی جهان به شمار می‌رود و به جرات می‌توان گفت دارای بلندترین مناره‌های جهان است. بنای این مسجد با عظمت قرنهاست که از فراسوی تاریخ تمدن این سرزمین می‌درخشد به نحوی که در کتب تاریخی یزد آمده است: "مسجد را بر جای آتشگاه ساسانی ساخته اند و سنگ بنای آن توسط علاء الدوله گرشاسب نهاده شده است".مسجد جامع قدیم در قرن ششم هجری قمری و به دستور گرشاسب از نوادگان "علاء الدوله کالنجار" ساخته شد و بنای اصلی مسجد کنونی از آثار "سید رکن الدین محمد قاضی" است.
دو مناره مسجد که ارتفاع تقریبی آن از کف تا نوک به بیش از 52 متر می‌رسد، دارای قطری در حدود هشت متر است که در دوره صفوی به بنا افزوده شده اما در سال 1313 هجری شمسی فرو ریخت و دوباره تجدید بنا شد. بلندای این مناره‌ها و اینکه کاشی کاری منحصر به فردی حتی در اوج مناره‌ها انجام شده، تعجب همگان را بر می‌انگیزد زیرا این مناره‌ها هرچه به سمت بالا رفته باریکتر شده و تنها یکی از آنها دارای پلکان است از اینرو ظرافت کاشی کاری در این ارتفاع به واقع قابل تحسین است.

بیشترین تعداد دخمه‌ها در یزد
 
دخمه

دخمه محلی است که زرتشتیان، مردگان را بر طبق آداب دینی در آن می‌نهادند اما از وقتی که به دفن کردن در گورستان پرداخته اند، استفاده از دخمه متروک شده است. بیشترین این دخمه‌ها در یزد قرار دارد چون در این شهر زرتشتیان زیادی زندگی می‌کردند. دخمه قدیمی ‌یزد حدود سی سال است که دیگر مورد استفاده نیست، دخمه مانکجی لیمجی ‌هاتریا، دخمه چم تفت، دخمه شریف آباد اردکان، دخمهترک آباد اردکان تنها نام تعدادی از دخمه‌های زیاد موجود در یزد است. سرپرستی این دخمه‌ها را انجمن زرتشتیان بر عهده دارد.
 

تنها آب انبار شش بادگیری جهان
 
آب انبار شش بادگیر

آب انبار شش بادگیر یزد به دلیل دارا بودن شش بادگیر به این نام معروف شده و تنهاآب انبار شش بادگیر جهان است. سه بادگیر آن از ابتدا ساخته شده بود و سه بادگیر دیگر بعدها به آن اضافه شده است، با کمی‌ دقت در شکل بادگیرها تفاوت سه بادگیر قدیمی ‌با دیگر بادگیرهای آن را می‌توان مشاهده کرد. شش بادگیر آب انبار با توجه به شرایط اقلیمی ‌و جهت باد در این منطقه به شکل هشت وجهی هستند. شهر یزد همچنین دارای تنها آب انبار هفت بادگیری جهان با دو مخزن است که در روستای عصر آباد قرار دارد.
 
تنها کاروانسرای دایره ای در ایران
 
کاروانسرای زین الدین

غیر از همه جاذبه‌های منحصر به فردی که در شهر یزد وجود دارد، می‌توان تنهاترین کاروانسرای دایره شکل ایران را هم در شهرستان مهریز در مسیر یزد به کرمان مشاهده کرد. کاروانسرای زین الدین یکی از 99 کاروانسرایی است که شاه عباسدر ایران ساخته با این تفاوت که معماری آن دایره ای است. اکنون از این کاروانسرا به عنوان یک اقامتگاه سنتی و جاذبه گردشگری یاد می‌شود. می‌گویند که اقامت در این کاروانسرای 400 ساله و دیدن آسمان پر ستاره اش امری است که با آن تجربه سفر به یزد، تاریخی‌ترین شهر جهان کامل می‌شود!
 
تصاویری دیگر از مکان‌های دیدنی شهر یزد  
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
 
یزد
 
یزد
 
 
Feb 1st

خصلت‌های جالب ایرانیان باستان از زبان هرودوت یونانی

By Asal.D(SEYHOONI Banoo)

خصلت‌های جالب ایرانیان باستان از زبان هرودوت یونانی

 
 
هرودوت (۴۹۰-۴۲۵ پیش از میلاد) بزرگ‌ترین تاریخ‌نگار جهان باستان است که او را پدر تاریخ نیز دانسته‌اند. هر چند در نگارش نبردهای ایران و یونان از هم‌زبانان یونانی خود پشتیبانی می‌کند، بخش مهمی از تاریخ باشکوه ایران باستان از نوشته‌های او یا به کمک آن‌ها شناخته شده است. شناخت کنونی ما از ملت‌های کهن دیگری مانند بابلی‌ها، مصری‌ها، فینیقی‌ها، نیز تا اندازه‌ی زیادی از نوشته‌های او به دست آمده است. به نظر می‌رسد او نخستین کسی باشد که واژه‌ی هیستوری را به معنای تاریخ به کار برده است.
 
او درباره خصلت‌های پدران ایرانی‌مان می نویسد:

ایرانیان دروغ را بزرگ‌ترین گناه می‌دانند، و وامداری را ننگ می‌شمارند، و می‌گویند وامداری از این‌رو بد و ناپسند است که کسی‌که بدهکار باشد مجبور می‌شود که دروغ بگوید؛ از این‌رو همواره از ننگِ بدهکار شدن می‌پرهیزند.
هرودوت می‌نویسد که ایرانیان معبد نمی‌سازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمی‌سازند. آنها خدای آسمان را عبادت می‌کنند و میترا و اَناهیتا‌ و همچنین زمین و آب و آتش را می‌ستایند.
 
ایرانیان به‌همسایگان احترام بسیار می‌گذارند، هرچه همسایه نزدیک‌تر باشد بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائین‌تری از احترام متقابل قرار دارند.
ایرانیان هیچ‌گاه در حضور دیگران آب دهان نمی‌اندارند و این کار را بی‌ادبی به‌دیگران تلقی می‌کنند؛ آنها هیچ‌گاه در حضور دیگران پیشاب نمی‌کنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است. آنها هیچ‌گاه در آبِ رودخانه پیشاب نمی‌کنند و جسم ناپاک در آب جاری نمی‌اندازند؛ و اینها را از آن‌رو که سبب آلوده شدن آب جاری می‌شود گناه می‌شمارند
 
در میگساری تعادل را مراعات می‌کنند و هیچ‌گاه چنان زیاده‌روی نمی‌کنند که مجبور شوند استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند.
ایرانیان روز تولدشان را بسیار بزرگ می‌شمارند و در آن روز مهمانی و جشن برپا می‌کنند و سفره‌های گوناگون می‌کشند، گاو و گوسفند سرمی‌برند و گوشت آنها را در میان دیگران بخش می‌کنند.
 
 
Jan 25th

تمام آنچه می‌خواهید درباره خالق شازده كوچولو بدانید

By Asal.D(SEYHOONI Banoo)

رازهای سنت اگزوپری 
هنوز زمان زیادی نمی‌گذشت كه اورسن ولز در سال 1943 خواندن كتاب آنتوان دو سنت اگزوپری را تمام كرده بود كه از كارگزار خود درخواست كرد نسبت به خرید حقوق كتاب اقدام كند. او شروع به نوشتن فیلم‌نامه‌ای كرد كه در آن خودش نقش خلبان را برعهده داشت. برای نشان دادن سفرهای بین خرد سیاره‌ها او به تصاویری انیمیشنی فكر كرد و به همین منظور با والت دیزنی، امپراتوری بی‌چون و چرای این ژانر تماس گرفت 
چرا سنت ـ اكس هرگز نسخه فرانسوی «شازده كوچولو» را ندید؟ گوسفند مشهور داستان از چه كسی الهام گرفته شده است؟ چرا اورسن ولز از اقتباس سینمایی داستان صرف نظر كرد؟ در حالی كه جشن‌های سال نو میلادی با پخش نخستین مجموعه از انیمیشن شازده كوچولو از تلویزیون فرانسه آغاز شده است، اكسپرس در مطلبی به 10 راز خلبان و كتاب جهانی او «شازده كوچولو» پرداخته است.
 
چرا «شازده كوچولو» پیش از اینكه در پاریس منتشر شود در نیویورك به دست چاپ سپرده شد؟
آنتوان دو سنت اگزوپری در دسامبر 1940 در ایالات متحده از هواپیمای خود پیاده شد. در تابستان 1942 در هنگام صرف ناهار در كافه آرنولد، كافه معروف نیویورك توجه ناشر آثارش اوژن رینال و همسرش الیزابت به شخصیت كوچكی جلب شد كه رمان‌نویس بر روی دستمال سفره خود سرسری كشیده بود.
آنها به او پیشنهاد كردند كه از این چهره به عنوان شخصیت اصلی كتابی برای كودكان استفاده كند. سنت ـ اكس به این كار مشغول شد و در پایان سال كتاب «شازده كوچولو» خلق شد. این داستان در آوریل 1943 در انتشارات رینال و هیچكاك و در دو روایت، یكی به زبان انگلیسی و دیگری به زبان فرانسه منتشر شد. نسخه فرانسوی آن را انتشارات گالیمارد در سال 1946 منتشر كرد و این در حالی بود كه نویسنده اثر كه در سال 1944 در اوج آسمان ناپدید شد هرگز چاپ كتاب خود را در فرانسه ندید.
 
چرا سنت اگزوپری خود تصویرگر این كتاب بوده است؟
امروز نقاشی‌های آبرنگ سنت ـ اكس جزئی از حافظه جمعی ناخودآگاه ما شده‌اند. با این حال در اصل دوست قدیمی‌اش برنار لاموت كه پیش از این كتاب «خلبان جنگ»را تصویرگری كرده بود برای تصویرگری «شازده كوچولو» هم انتخاب شده بود. لاموت شخصیت بوالهوسی كه به نیویورك پناهنده شده بود طرح‌هایی را كشید كه ویژگی مشتركی داشتند: واقع گرایی. در واقع اطرافیان سنت اگزوپری اعتقاد داشتند این طرح‌ها برای داستانی چنین ساده بیش از حد واقع‌گرا (رئالیستی) هستند. «چرا خودت تصاویر آن را نمی‌كشی؟» این پیشنهادی بود كه روزی سیلویا رینهارت مطرح كرد اما باز هم باید منتظر ماند تا سر و كله پل ـ امیل ویكتور یكی از دوستانش پیدا شود و با اصرارهایش خلبان را به كشیدن نقاشی‌های آبرنگ مشهور وادار كند.
 
چرا داستان به لئون ورث تقدیم شده است؟
«به لئون ورث وقتی پسر كوچكی بود»: داستان این اهدا نامه عجیب در آغاز «شازده كوچولو» قصه جالبی دارد. ورث نویسنده‌ای مخالف نظامی‌گری كه گرایش‌های چپ داشت به خاطر كتابش كه «33 روز» نام دارد مشهور است. اوایل سال‌های 1930 ورث دوستی خود را با سنت ـ اكس آغاز كرد اما از 1940 او مجبور شد به خاطر اصلیت یهودی‌اش به صورت مخفیانه زندگی كند. در كل دوران جنگ، اگزوپری نگران جان دوستش بود. در نتیجه در لحظه‌ای كه به فكر كسی بود تا «شازده كوچولو» را به او تقدیم كند، پس از اینكه مدت‌ها به همسر تند مزاجش فكر كرد سرانجام لئون ورث را برگزید. طنز روزگار اما اینجاست: ورث پس از جنگ زنده ماند اما سنت ـ اكس نه...
 
كلیدهای «شازده كوچولو» چه هستند؟
این داستان فرا زمانی در خرد سیاره بی‌612 می‌گذرد. با این حال داستان سنت ـ اكس پر است از اشاره‌هایی به زندگی نویسنده. روباه یادآور روباهی صحرایی است كه رمان‌نویس در منطقه كاپ جوبی در صحرای ساهارا رام كرده بود؛گوسفند مشهور داستان از سگ پشمالوی سیلویا رینهارت الهام گرفته شده است؛ مرد تاجر بی‌شك بسیار مدیون شخصیت پی یر لاتكوئر، مرد صاحب‌قدرت صنعت هوایی است كه سنت ـ اكس در ابتدا برای او كار می‌كرد؛ سرانجام پس از بحث‌های طولانی امروز به این فكر می‌كنیم كه گل سرخ دقیقا كونسوئلو، همسر تند مزاج او را ترسیم می‌كند. به علاوه این گل سرخ سرفه می‌كند، دقیقا مثل كونسوئلو كه مبتلا به آسم بود...
 
چرا اورسن ولز و والت دیزنی برای اقتباس سینمایی «شازده كوچولو» به توافق نرسیدند؟
هنوز زمان زیادی نمی‌گذشت كه اورسن ولز در سال 1943 خواندن كتاب آنتوان دو سنت اگزوپری را تمام كرده بود كه از كارگزار خود درخواست كرد نسبت به خرید حقوق كتاب اقدام كند. او شروع به نوشتن فیلمنامه‌ای كرد كه در آن خودش نقش خلبان را برعهده داشت. برای نشان دادن سفرهای بین خرد سیاره‌ها او به تصاویری انیمیشنی فكر كرد و به همین منظور با والت دیزنی، امپراتوری بی‌چون و چرای این ژانر تماس گرفت. قرار شد حرف‌ها با صرف ناهاری در استودیوهای خالق میكی ماوس زده شود. و همینجا بود كه همه چیز از مسیر خود خارج شد. ولز با هیجان فراوان از پروژه خود حرف زد اما دیزنی خونسرد باقی ماند و حتی قبل از پایان گردهمایی به چاك زد: « اینجا جایی برای دو نابغه وجود ندارد!» پایان پروژه.
 
جیمز دین خود را شازده كوچولو می‌دانست؟
وقتی آقای بازیگر كه هنوز شناخته نشده بود تصمیم گرفت به سراغ سینما برود و با موسیقیدان نیویوركی الك وایلدر تماس گرفت، تلفنی به او گفت: «سلام آقای وایلدر، من شازده كوچولو هستم...» در واقع او با خواندن داستان سنت ـ اكس تحت تاثیر قرار گرفته بود و با پسرك مو طلایی حساس كه از ناكجا آباد آمده هم‌ذات پنداری كرده بود. او حتی قصد داشت این داستان را به فیلم هم درآورد اما سرنوشت خواب دیگری در سر داشت.
 
می‌توان از «شازده كوچولو» بد هم گفت؟
بله، حتی اگر این كتاب اثری باشد كه ده‌ها هزار میلیون نسخه از آن در سرتاسر دنیا به فروش رفته است و معمولا در راس كتاب‌های مورد علاقه فرانسوی‌ها قرار می‌گیرد. از بین چند منتقدی كه شهامت این را داشته‌اند كه با شاخ غول در بیفتند، بی‌شك باید از ژان ـ فرانسوا ریول نام برد كه در این كتاب «عقب مانده‌ای را دیده است كه در اطاقك خلبان ژست فرزانگی به خود گرفته است.»
 
«شازده كوچولو» و موسیقی راك؟
خواننده گروه فرهیخته The Smiths در ابتدای كلیپی از این گروه نسخه‌ای از «شازده كوچولو» را در دست دارد.
 
چرا مجله Elle «بخش‌های زیبایی» از «شازده كوچولو» را منتشر كرد؟
این مجله زنانه كه تازه انتشار خود را آغاز كرده بود در شماره دوم خود در نوامبر 1945، چكیده‌هایی از كتاب سنت ـ اكس را به شیوه داستانی مخصوص كریسمس به خوانندگان خود تقدیم می‌كند. حقیقت این است كه هلن لازارف، مدیر مسئول مجله و همسر روزنامه‌نگار مشهور پی‌یر لازارف در زمان ورود سنت ـ اكس به نیویورك میزبان او بوده است. قطعا او این كتاب را به محض انتشارش در سال 1943 خوانده است.
 
در چه شرایطی ژرار فیلیپ نسخه صوتی كتاب را ضبط كرد؟
در سال 1954، به مناسبت دهمین سالگرد مرگ سنت اگزوپری، او به تنظیم این كتاب پرداخت. این سی دی را كه كمپانی فستیوال منتشر كرده است در واقع فقط برگزیده‌ای 34 دقیقه‌ای از متن است كه چیزی حدود یك سوم داستان را شامل می‌شود. در این سی دی ژوژ پوژولی كه حدودا 14ساله است به جای شازده كوچولو حرف می‌زند. او بعدها با نقش خود در «بازی‌های ممنوعه» میشل رو و پی‌یر لاركی مشهور شد.
 
 
Jan 25th

لورل و هاردی از جوانی تا پیری

By Asal.D(SEYHOONI Banoo)

عکس/ لورل و هاردی از جوانی تا پیری

اولین فیلم دو نفره آن‌ها در قالب شخصیت‌های لورل و هاردی «شلوار پوشاندن به فیلیپ» محصول سال 1927 بود و این همکاری حدود 30 سال ادامه پیدا کرد....
 
استن لورل و الیور هاردی از سال 1919 و فیلم «سگ خوشبخت» همکاری با یکدیگر را آغاز کردند.
به گزارش خبرآنلاین، اولین فیلم دو نفره آن‌ها در قالب شخصیت‌های لورل و هاردی «شلوار پوشاندن به فیلیپ» محصول سال 1927 بود و این همکاری حدود 30 سال ادامه پیدا کرد.
 

لورل و هاردی

لورل و هاردی در سال‌های دور
 

لورل و هاردی

لورل و هاردی در سال 1947 در تور بریتانیا
 

لورل و هاردی

لورل و هاردی سالخورده در سال 1956. الیور هاردی سال 1957 و استن لورل سال 1965 درگذشت.
 
 
Jan 24th

گزارشی فوق‌العاده خواندنی از ایرانیان باستان

By Asal.D(SEYHOONI Banoo)
بنابه تحقیقی در بریتانیا، ایرانیان باستان اولین بشرهایی بوده‌اند که از گازهای شیمیایی در جنگ استفاده کرده اند.

یک محقق بریتانیایی گفته است که شواهدی را کشف کرده است که امپراطوری ایران در قرن سوم میلادی در جنگ با رومی‌ها از گازهای سمی در شهر "دورا" - واقع در شرق سوریه کنونی- استفاده کرده است.

این نظریه بر اساس بقایای حدود 20 سرباز رومی که در زیر دیوار این شهرکشف شده اند، مطرح شده است.
 

بقایای کشف شده در زیر دیوار دورا نشان ازآن دارد که ازگازهای سمی برای محاصره این شهر استفاده شده. 

بقایای کشف شده در نشست سالانه موسسه باستان شناسی آمریکا به نمایش گذاشته شد. 

تحقیق جدید نشان می‌دهد که ایرانیان باستان برای ورود به شهر دورا در زیر دیوار آن یک نقب حفر کرده بودند. 

سایمون جیمز، باستان شناس از دانشگاه لستر انگلستان، می‌گوید آنها همچنین قیر و سنگ سولفور آتش زده بودند تا گازهای پر تراکم سمی تولید کنند. 

او افزود که دودکش‌های زیرزمینی احتمالا به تولید و توزیع این گازهای مرگ آور کمک کرده است. 

رومی‌ها ظاهرا برای جلوگیری از محاصره این شهر نقب خودشان را حفر کرده بودند. دهانه دو نقب در زیر زمین با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کرده است. 

سایمون جیمز می‌گوید: " ایرانیان باستان برایکشتن 20 مرد در فضایی به ارتفاع یا پهنای کمتر از 2 متر و طول یازده متر به سربازان فوق بشر نیاز داشته‌اند اما این کار را با گازهای سمی در عرض چند دقیقه انجام داده‌‌اند." 

دکتر جیمز می‌گوید: "سربازان رومی کشف شده در محل تلاقی دو نقب در زیر زمین با دودهای سمی مواجه و در عرض چند ثانیه بیهوش شده اند و ظرف چند دقیقه مرده اند." 

حفاری‌ها نشان داده است که اجساد سربازان رومی توسط دشمنانشان در نزدیکی محل تلاقی نقب‌ها و در محل ورود به نقب رومی‌ها انباشته شده بودند تا پیش از آتش زدن تونل برای ورود به آن ایجاد سد کرده باشند. 

باستان شناس بریتانیایی می‌گوید: "شواهد باستان شناسی به دست آمده در شهر دورا به روشنی نشان می‌دهد که ایرانیان دوره ساسانی به اندازه رومی‌ها در محاصره کردن شهرها به عنوان روشی در جنگ، مهارت داشته اند." 

شواهد همچنین ثابت می‌کند که ایرانیان باستان با هدف فرو ریخته شدن دیوار شهر دورا و همچنین برج که کنار آن بوده به حفر نقب دست زده‌اند. 

با این که نقب ایرانیان باعث نشده که ساختار این دیوار فرو بریزد، مهاجمان سرانجام دورا را تصرف می‌کنند. 

با این حال، این که ایرانیان باستان چگونه توانسته‌اند وارد این شهر بشوند هنوز هم یک راز به حساب می‌آید چون جزئیات عملیات محاصره در شواهد تاریخی به جای مانده کشف نشده است. 

دورا مدتی بعد از تصرف رها شده و ساکنان آن توسط ایرانیان باستان کشته یا به امپراطوری ایران منتقل شده‌اند. 

در سال 1920 بخشی از بقایای این شهر که در شرایط خوبی مانده بوده است توسط سربازان هندی که تلاش داشته‌اند در کنار دیوار دورا سنگرهای دفاعی ایجاد کنند، از زیر زمین بیرون آورده شد. 

اسکلت شهر دورا در دهه‌های بیست و سی میلادیتوسط محققان فرانسوی و آمریکایی کشف شد.
 
Jan 24th

راستي شما چی از زندگی فهميده ايد؟

By Asal.D(SEYHOONI Banoo)
فهمــیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته " از این قسمت باز کنید" سخت تر از طرف دیگر است 54 ساله 
فهمــیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری . 12 ساله
فهمــیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به همسرت بگویی " دوستت دارم" . 61 ساله
فهمــیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپر مارکت بروم . 38 ساله
فهمــیده ام که می شود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند. 20 ساله
فهمــیده ام که وقتی مامانم میگه " حالا باشه تا بعد " این یعنی " نه" 7 ساله 
فهمــیده ام که من نمی تونم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکس ها روی آن است بروم و مشغول تماشای عکس ها نشوم. 42 ساله 
فهمــیده ام که بیش تر چیزهای که باعث نگرانی من می شوند هرگز اتفاق نمی افتند . 64 ساله
فهمــیده ام که وقتی مامان و بابا سر هم دیگه داد می زنند ، من می ترسم . 5 ساله 
فهمــیده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک "زندگی خوب"حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند . 72 ساله 
فهمــیده ام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم ، نفر جلوی من اصلا عجله ندارد . 29 ساله
فهمــیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم،آن را به نحو احسن انجام می دهم . 48 ساله 
فهمــیده ام که بیش ترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشته ام . 38 ساله 
فهمــیده ام که مدیریت یعنی: ایجاد یک مشکل - رفع همان مشکل و اعلام رفع مشکل به همه. 34 ساله
فهمــیده ام که اگر دنبال چیزی بروی بدست نمی آوری باید آزادش بگذاری تا به سراغت بیاید . 29 ساله 
فهمــیده ام که در زندگی باید برای رسیدن به اهدافم تلاش کنم ولی نتیجه را به خواست خدا بسپارم و شکایت نکنم. 29 ساله 
فهمــیده ام که عاشق نبودن گناه است. 31 ساله 
فهمــیده ام هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است و یا غیر اخلاقی و یا چاق کننده 
در زندگى فهمــیده ام در فکر عوض کردن همسرم نباشم, خودمو عوض کنم و وفق بدم به موقعیتها و مراحل مختلفه زندگیم تا بتونم با بینش واضح زندگیم رو با خوشحالى و سرور ادامه بدم
هر کسى مسئول خودش هست، هرکسى تو قبر خودش میخوابه، من باید آدم درستى باشم . 42 ساله 
فهمــیده ام مبارزه در زندگی برای خواسته هایت زیباست اما تنها در کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارند! 27 ساله 
فهمــیده ام که وقتی طرف مقابل داد میزند صدایش به گوشم نمیرسد بلکه از ان رد می شود. 50ساله 
فهمــیده ام هرکس فقط و فقط به فکر خودشه، مرد واقعی اونه که همیشه و در همه حال به شریکش هم فکر کنه بی منت. 35 ساله 
فهمــیده ام برای بدست آوردن چیزی که تا بحال نداشتی باید بری کاری رو انجام بدی که تا بحال انجامش نداده بودی 36 ساله
فهمیدم كه اگر عشقی رو از دست دادی دیگه نمی تونی بدست بیاریش چون هیچ چیز مثل سابق نیست! و سعی كنی كه فقط ازش به نیكی یاد كنی! م . ج 30 ساله
فهمیدم كه تا دیر نشده باید یه كاری كرد تا بعد ها غصه فرصت های رو كه داشتی ولی استفاده نكردی رو نخوری... و بعضی وقت ها هم باید هیچ كاری نكنی تا وضع از اینی كه هست بدتر نشه.... 31 ساله
من هنوز چیزی نفهمیدم, فعلا قضیه خیلی مبهمه. 34 ساله
من فهمیدم كه خیلی چیزها فهمیدم كه دیگران نفهمیدند و خیلی چیزها دیگران فهمیدند كه من نفهمیدم
فهمیدم روی هیچ عقیده ای تعصب نداشته باشم چرا كه چند سال بعد ممكنه برام مسخره و خنده دار بشه و هیچ عقیده ای رو مسخره نكنم چرا كه شاید سال ها بعد آرمان زندگیم بشه. 30 ساله 
فهمیدم كه زندگی به كسانی تقدیم می شه كه منتظر دیگران نمی مانند 36 ساله
فهمیدم كه لحظه ای در ابراز محبت درنگ نكنم 50 ساله
فهمیدم كه امده بود برای رفتن نه ماندن 32 ساله
فهمیدم كه هر انسانی آزاد افریده شده 24 ساله
فهمیدم كه جسارت داشته باشم و رسم پرواز را یاد بگیرم 30 ساله
فهمیدم هیچ چیز در این دنیا تصادفی نیست 25 ساله
Jan 23rd

خانه‌های سنگی 700 ساله در ایران

By Asal.D(SEYHOONI Banoo)
ایران جاذبه های طبیعی و تاریخی فوق العاده ای دارد. یکی از این جاذبه های خیلی خاص خانه های سنگی هفتصد ساله است که شاید در هیچ کشور دیگری پیدا نشود. خانه هایی که در ارتفاعات بنا شده اند. اسم این روستا کندوان است و زندگی هنوز در آن جریان دارد..
روستای صخره‌ای كندوان از نوادر دوران است. بسیاری بر این باورند كه تاریخ شكل‌گیری این روستا به بیش از 6000 سال پیش بازمی‌گردد و همین امر به جهت باستانی بر اهمیت این روستا افزوده است.